کاش آسمان حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونه های خشک کویر می کرد. کاش واژه حقیقت آن قدر با لبها صمیمی بود که برای بیان کردنش به شهامت نیازی نبود. کاش دلها آن قدر خالص بودند که دعاها قبل از پایین آمدن دستها مستجاب می شد. کاش شمع حقیقت ، محبت را در تقلای بال وپر پروانه می دید و او را باور می کرد. کاش مهتاب دلت با کوچه های تاریک دلم آشناتر بود. کاش بهار آن قدرمهربان بود که باغ را به دست پاییز نمی سپرد. کاش فریاد آن قدربی صدا بود که حرمت سکوت را نمی شکست. کاش مرگ و جدایی معنی عاطفه را می فهمید. کاش می فهمیدی که تو را تا اوج هستی می پرستمت. و ای کاش عشق را در نگاه نگران من می دیدی. پ.ن.۲: خوب خوبید؟خوشید؟سلامتید؟انشالله که همه خوبن پ.ن.۳: بابا کشتید مارو از بس گفتید آپ کنید آپ کنید. پ.ن.۴: ۲هفته دیگه ایشالله مریم ما هم بر م پ.ن.۵: بیا داش محمد اینم آپ ، حالا بهونت دیگه چیه؟ پ.ن.۶: خب به قول معروف،بستونه دیگه برید نظر بدید.
پ.ن.۱: سلام سلام و باز هم سلام.یه دونه دیگه هم سلام.
اگه گفتید فلسفه ی این چند تا سلام چیه؟
![]()
آخه چه فایده من آپ کنم وقتی مریم نیست؟
ی گرده.می خواستم آپ بدی با حضور مریم باشه اما به دلیل شاکی شدن بعضی دوستان دیگه بیشتر از این لفتش دادن جایز نیست،یعنی خطرناک حسسسسسسسن.![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه 31 مرداد1386ساعت 2:3 توسط T & V & $H & G |
| ||||||